وضعیت: «در حال ویراستاری»
نامبرده nâmborde [جمع: نامبردگان]
(صفت) ۱. (درمورد زمان، مبلغ، وعده و مانند آن) که آن را نشان کرده باشند؛ معیّن؛ معلوم (نامبرده در ترکیب «اجلٌ مسمّی» در آیات قرآنی معادل «مسمّی» آمدهاست).
ق۴. بیافرید آسمانهاوزمین بهراستی، فرنوردد شب را فر روز، او فرنوردد روز را فر شب، فرمانبردار کرد آفتاب او ماه را همه، میروند تا وقتی نامزده و نامبرده (قرآن پارس، ۲۱۷) ║ ق۵. آن خدای که توانا بود بر جان برگرفتن خلق ... تواند که ایشان را پس از مرگ زنده کند ... تا آن وقت که بگزارند زمانزدۀ نامبرده و آن اجل مرگ است (سورآبادی۱، ۱/۶۶۶) ║ ق۶. نهآفرید خدای ... آسمانها و زمین را و آنچه در میان ایشان دو است مگر به حق و راستی و وعدۀ نامبرده؟ (ابوالفتوح، ۱۵/۲۳۲) ║ فرِیضة: نامبرده {سوره نساء/ ۲۴: وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ۖ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا: و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شدهاند، مگر آنها که به تصرف شما درآمده باشند. از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها، زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شدهاند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است} {مهریه (مبلغ) معین} (قرآن۲۴: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۱۰۵) ║ شبوروز خورشید و ماه میرود سرانجامی نامبرده را... آن خداوند شماست {سوره فاطر/ آیه ۱۳: یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَل مُسَمّیً: او شب را در روز داخل می کند و روز را در شب; و خورشید و ماه را مسخّر (شما) کرده، هر یک تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می دهد} (میبدی، ۸/۱۷۰) ║ ق۷. مُسَمًّی: نامبرده و دانسته [ق:۵۸]. (۲:۱۳) {رعد۱۳ /۲: وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی: خورشید و ماه را مسخّر اراده خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش آیند} (فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۳۶۴) ║ ق۸. مسمّی: نامبرده {سوره انعام/ ۲: هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَیٰ أَجَلًا ۖ وَأَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ ۖ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ: اوست که شما را از گِل بیافرید و عمری مقرر کرد: مدتی در نزد او معین. با این همه، تردید میورزید.} (قرآن ۸۸: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۳۶۴) ║ ق۹. فرمان من برید تا خدای تعالی بیامرزد شما را گناهان شما و بازپس دارد عمر شما و تأخیر کند در مرگ شما تا به مدتی که آن مرگ مسمّی است و نامبرده (ابوالمحاسن جرجانی، ۱۰/۱۷۰) ║ ق۱۰. مُسَوّمِینَ: نامبردگان {آل عمران ۲/ آیه ۱۲۵:بَلَیٰ ۚ إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَیَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُسَوِّمِینَ: بلی اگر صبر و مقاومت پیشه کنید و پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان بیایند خدا پنجهزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما میفرستد} {این شاهد کمی فرق دارد عجالتا اینجا آوردم} (قرآن ۱۱۰: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳/۱۳۶۷)
۲. (درمورد کسی یا چیزی) که دربارۀ او یا آن صحبت میشود که معمولاً در آغاز سخن به اسم خاص او یا آن اشاره شده است.
ق۶. اما از پس رسول، سه سهم که سهم خدای و رسول و ذویالقربی است، خاص امام را باشد ... و سه سهم دیگر که سهم این نامبردگان است از: یتامی و مساکین و ابناءالسبیل (ابوالفتوح، ۹/۱۱۹) ║ ق۸. مجیرالملک با ده تن از شهر بیرون رفت ... چون به درگاه شاهزاده تولیخان رسید امرا او را بازداشتند ... مغولان آن نامبردگان را از شهر بیرون میآوردند و شکنجههای عظیم میکردند و نقود [و] اموال و نفایس میستاند (سیف هروی، ۵۶) ║ ق۹. آن حضرت در دیوان نشسته نامبردگان را یکیک به حضور آورد ... مجموع به گناه معترف شدند (عبدالرزاق سمرقندی، ۱ ، ق۲/۴۵۴) ║ ق۱۰. در مجلس شراب سید قطبالدین شمهای از این معنی ظاهر ساخته غازانخان برآشفت و روز دیگر تمامی نامبردگان مؤاخذ گشته ... قاضی صاین و سید قطبالدین به یاسا رسیدند (خواندمیر۱، ۳/۱۵۴) ║ ق۱۱. نامبردهها با عموم شاهسیوَنان سوار شده رو به خانۀ قورخمس خان آوردند (اسکندر بیک، ۲/۵۹۸) ║ ق۱۲. آن حضرت همان شب خواجه ابوالحسن و سید مظفرخان و ... به تعاقب او تعیین فرمودند و نامبردگان در حوالی دهولپور به او رسیده جنگ سخت درپیوست (محمد هادی، ۵۰۶) ║ ق۱۳. دیگر از اعاظم «انگلند» ... «دوک»ها و «ارل»های قدیم این مُلکاند. هریکی از نامبردگان رئیس شهری و ملکی است (میرزا ابوطالب، ۲۵۱) ║ ق۱۴. از آثار ژنرال کاکس ... کتابی است که در غرۀ محرم ۱۳۲۲ هجری به نام تاریخ کرمان منتشر شده ... چنین بهنظر میرسد که کتاب نامبرده قسمتی از کتاب دههزار میل سفر در ایران ژنرال نامبرده باشد (عشقی، ۹۵) ║ ۱۳۰۸ش. مادام مارگریت ... بهواسطۀ حسن اخلاق و صمیمیت و یگانگی ... جلب محبت پدر و مادرم را نموده و آنها نهایت رضایت را از او داشته و نامبرده دیگر از اعضاء خانوادۀ ما محسوب و بدون مشورت با او هیچ کاری انجام داده نمیشد (ربیع انصاری، ۲۸) ║ ۱۳۵۸ش. صبحانه، نهار و شام نامبرده نیز به عهدۀ این شرکت است (کلباسی، ۷۵) ║ ۱۳۹۹ش. تمامی رفتارهایی که در قوانین نامبرده در بالا جرمانگاری شدهاند به نوعی فعالیتهای ناسالم اقتصادی هستند (هادی داچک: پژوهش ملل، ش۶۰/۸۸)
۳. ← نامدار۳.
ق۶. ندارد یکی نامبرده پسر / که تاج پدر برنهادی به سر (ایرانشاه۲، ۵۳۰)
۴. ← نامدار۵.
ق۶. مرا دستوری ده تا ازبهر بت قصری عظیم سازم، نامبرده و گرانمایه، چنانک در این دیار مثل آن نبوَد (میبدی، ۵/۳۸)
۵. (درمورد کسی) که در صفات اخلاقی مانند دیگری باشد (این معنا در مدخل «همنام» (= همانند) شاهدهای بیشتری دارد).
ق۷. سمیاً: نامبرده {سوره مریم ۱۹/ آیه۷: یَا زَکَرِیَّا إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ یَحْیَیٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا: ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت میدهیم.} (قرآن۶۱: فرهنگنامۀ قرآنی، ۲/۸۶۸)
۶. ← نامدار۱.
ق۷. ما ... به مناجزت و مبارزت نامبردۀ جهانیم و در افواه جهانیان به دلاوری و خصمافگنی و دشمنشکنی مذکرو و مشهور (وراوینی، ۱/۳۶۷)