فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وارثه

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وارثه ‎vârese‎ [<از عربی ‏وارثة‏ که مؤنث ‏وارث‏ است.>]
(اسم) (زنی) که پس از مرگ فردی صاحبِ دارایی و مقام و منصب او می‌شود.
ق۱۱. از وی یک دختر وارثه مانده (معصومی، ۳۴) ║ ق۱۴. مادام لونکویل ... در هتل دوبل منزل نموده‌است و عن‌قریب ازبرایِ دوک دولونکویل وارثی یا وارثه‌ای دست‌وپا خواهد نمود (طاهر میرزا۱، ۱۵۷۲) ║ ۱۳۷۷ش. داستان راجع‌به وارثه‌ای خجالتی است که عاشق مردی می‌شود، ولی پدرش مخالفت می‌کند (فیلم، ش۲۲۵‏/۸۱‏)

معنی وارثه | فرهنگ جامع زبان فارسی