فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خلاص‌دهنده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
خلاص‌دهنده ‎xa(e)lâsde(a)hande‎
(صفت) ⇅ خلاص‌کننده.
ق۹. امیر صاحب‌قران در خواب دیده بود که در دریای خجند عمد و سالی بسیار جمع آورده‌بود و خود در میانۀ دریا بر چوبی نشسته می‌داند که خلاص‌دهنده جز خدا نیست (شامی، ۴۹) ║ ق۱۱. مدار ایشان بر دو چیز است: یکی آن‌که حضرت عیسی خداست و دیگر آن‌که او خود، خود را به‌کُشتن داده، عالمیان را از گناهان خلاص کرده‌است و ازاین‌جهت او را «مُخلِص» می‌گویند یعنی خلاص‌دهنده (عبدالستار لاهوری، ۳۳) ║ ق۱۳. من فقیر و مسکینم ای خدا برایِ من شتاب کن که نصرت‌کننده و خلاص‌دهندۀ من تویی (فاضل همدانی۱، ۱۰۵۹)

معنی خلاص‌دهنده | فرهنگ جامع زبان فارسی