فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تابیدن

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
تابیدن ‎tâbidan‎
(اسم) کج شدن یا انحنا پیدا کردن قطعات چوب مانند تخته، تیر و فرآورده‌های چوبی بر اثر نوسان رطوبت محیط، آمدن فشار بر آن‌ها یا نداشتن مهاربند.
ق۱۰. بر بالای تخته‌ها احمال و اثقال باید نهاد که در این حال خشک نشود و نتابد و کج نشود (محمد حافظ، ۱۱۵)

معنی تابیدن | فرهنگ جامع زبان فارسی