فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ذغال‌فروش

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
ذغال‌فروش ‎zoqâlforuš‎
طبق شیوه‌نامه، ترکیباتی از این دست با جزء "فروش و فروشی" مدخل نمی‌شود.
ق۱۴. اگر ما بخواهیم طرف دیگر این کتاب را تشریح کنیم می‌توانیم، امّا من به هم‌وطنان خود مصلحت نمی‌بینم، زیراکه آن‌وقت ذغال‌فروش پیدا نمی‌کنیم (طالبوف۱، ۱۸۱) ║ ۱۳۲۰ش. در زمان سابق این طور معمول بود که هر ذغال‌فروش با چند نفر از علافان تبریز داد و ستد داشته ذغال را مستقیماً در دکاکین علافی وارد می‌کردند (اسناد اصناف، ۱‏/۳۶۸‏) ║ ۱۳۵۳ش. مادرم از پنجره نگاه می‌کند. می‌گوید که بازرس، پسر بزرگ حاج‌بعک ذغال‌فروش است (محمود۱، ۱۹۴) ║ ۱۳۷۱ش. غالباً ذغال‌فروش‌های متقلب آن‌ها را با ذغال‌های جنگلی مخلوط نموده درهم می‌زدند (شهری۱، ۴‏/۴۷۱‏)

معنی ذغال‌فروش | فرهنگ جامع زبان فارسی