فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فتوی‌ده

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
فتوی‌ده ‎fatvâdeh,-vi-, fetvâ-, -vi-‎
(صفت) نظردهنده یا فرمان‌دهنده دربارۀ کسی یا موضوعی غیرفقهی و غیردینی.
ق۶. دلش در بر گواهی داد صد بار/ که نور چشم توست او را نگه دار - چو در کاری، دلت فتوی‌ده آید/ ز صد مرد گواهی‌ده بِهْ آید (عطّار۶ (؟)، ۱۴۵) ║ ق۹. علم فایض چو گشت فتوی‌ده/ که نوشتن ز نانوشتن بِه - تابع او شدند کارکنان/ شد نوشته به هر ورق، سخنان (جامی۳، ۱‏/۹۷‏)

معنی فتوی‌ده | فرهنگ جامع زبان فارسی