فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ناعوره

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
ناعوره ‎nâ’ure‎
← چرخاب‏۱.
ق۱۳. درشرقی او به فاصلۀ فرسخی چشمۀ نفط است و در غربی او به فاصلۀ ثلث ساعتی چشمۀ آب گرم است که مخلوط به قیر و گوگرد است و قدری باغات دارد، در دو جانب از خرما وسیب. آبیاری آنجا با چرخی است مسمی به ناعور که به حرکت آب متحرک است و در اطراف او کوزه‌های سفالین بسته‌اند از شط پر شده و در بالا خالی می‌کند و اغلب ناعورها از بی‌صاحبی و شمر خراب شده است. این سرزمین بسیار قابل تعمیر است (عباس میرزا، ۶۰) ║ ق۱۴. مترجم گوید که: فرق میانۀ دولاب و ناعوره با آنکه هر دو آلتی‌اند که آب به آن کشیده می‌شود، آنست که دولاب را حیوان می‌گرداند، و ناعوره را آب می‌گرداند (ابوالقاسم یزدی، ۳‏/۱۳۰۸‏)

معنی ناعوره | فرهنگ جامع زبان فارسی