فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گلوش

وضعیت: «در حال ویراستاری»
گلوش ‎galuš‎ [گونۀ دیگرِ گالش]
⇐ گالش.
۱۳۲۰ش. استرحاماً، استدعای عاجزانه از پیشگاه ذات مقدس ملوکانه، ارواحنا فداه، آن است که عطف توجه و بذل ملوکانه اوامر مطاع شرف‌ صدور یابد که ورود گلوش و کفش‌های دوختۀ خارج منع و مثل سایر امتعه که در داخل مملکت تهیه می‌شود، به نحو مقتضی جلوگیری به عمل آمده ... (اسناد اصناف، ۱‏/۳۱۴‏) ║ ۱۳۷۱ش. دست‌فروش‌هایی ازقبیل خشک‌بار و خوراکی‌های دهاتی‌پسند، ... نوونیم‌دارفروش‌های کفش و چارق و لباس و کلاه و گالش و گلوش ... (شهری۱، ۲‏/۳۲۹‏)

معنی گلوش | فرهنگ جامع زبان فارسی