وضعیت: «در حال ویراستاری»
جانسرشت jânserešt
(صفت) (چیزی یا جایی) که مایۀ شادی جان و روانِ آدمی میشود.
ق۷. نه بزم است این که بویش جانسرشت است/ که نزهتخانۀ هشتم بهشت است (امیر خسرو۱، ۲۷۰) ║ ق۹. گشته لبالب ز میِ جانسرشت/ کرده حدیث از لبِ جوی بهشت (خسرو؟: اسفزاری، ۲/۲۷۳) ║ ق۱۰. درآمد به آن روضۀ جانسرشت/ قیامتندیده شد اندر بهشت (؟: روملو، ۲/۱۰۴۷) ║ آن روضه ز خرّمی بهشتی است/ وه وه، چه بهشت جانسرشتیست (عبدی بیک۱، ۲۲)