فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غفر له

وضعیت: «در حال تأیید»
غفر له ‎qafara lahu‎
← غفرالله.
ق۱۱. در صفّۀ مقبرۀ شیخ‌ العاشقین شیخ سعدی شیرازی غفر له این غزل به خط آن بی‌بدل بر ازارۀ آن به کاشی‌تراشی مسطور است (قاضی میر احمد، ۳۰) ║ ق۱۳. بر ارباب دانش و بینش پوشیده مباد که خاقان عیوق‌شأن، محمدحسن خان قاجار غفر له را هفت پسر بود که هر یک در شجاعت و رشادت بهتر از سام نریمان و رستم داستان بودند (رستم الحکما، ۶۵) ║ ق۱۴. تمّت. تمام شد به قلم عاصی پرمعاصی بندۀ اثیم محمد عبدالرحیم غفر له و ذنوبه حیدرآبادی مقیم بمبئی (نسیم شمال، ۱‏/۳۰۳‏)

معنی غفر له | فرهنگ جامع زبان فارسی