وضعیت: «تأییدشده»
ا۱۱ â
(ادات) به پایان فعل مضارع یا دعایی، برای تأکید، هشدار و ترغیب به امری یا بیان امید و آرزو اضافه میشود (گاهی در ترجمۀ «لـ» امر غایب یا «ن» تأکید عربی بهکار میرود).
ق۴. گفت ای مرغ اگر خبر خیر است، خجستهفال مانیا (بلعمی۱، ۱۱۵) ║ لِیَقْطَعْ: بَبُردا (لغات قرآن، ۴۱۱) ║ یَصُدَّنَّ: بازداردا (لغات قرآن، ۵۵۲) ║ ق۵. فریفته مکنادا شما را به خدای ابلیس فریبنده (قرآن پارس، ۱۸۰) ║ ق۶. در این ره گرمرو میباش لیک از رویِ نادانی / نگر نندیشیا هرگز که این ره را کران بینی (سنایی۱، ۷۰۵) ║ ق۷؟. گویی بُودا شبی که تو در بزنی / من گویم: کیست آن؟ تو گویی که منم (ناشناس: خلیل شروانی، ۵۵۹) ║ ق۸. غنیمت یابیا تو به آنچه دوست میداری (سیف هروی، ۵۵۵) ║ ق۹. شد در بقای ذات مقدّس فنای محض/ بادا بقای جمله فدای فنای او (جامی۱، ۱/۱۵۹) ║ ق۱۰. مبادا تو هم خیالِ آن کنی و پیشِ ایشان رَوی و به برادرانِ خود ملحق شوی (گلبدن بانو، ۱۱۷) ║ ق۱۱. تا سایۀ تو باشد پیوسته بر سرِ ما/ بادا همیشه یارب لطف خدا پناهت (اسیر شهرستانی، ۱۹۳) ║ ق۱۲. در محاربۀ ایشان مبادا غفلت و سهلانگاری جایز دارند (محمد مروی، ۲/۴۹۶) ║ ق۱۳. ایا امیر زبردست زیردستنواز/ خدای در همه حالیت یاوری کندا (سروش، ۱/۱۵) ║ ق۱۴. مبادا او را ملاقات و به خود راه دهید (امینالدوله، ۵۰) ║ ۱۳۱۲ش. مبادا چنین کاری بکنی؛ نمیخواهم در دوستی شما رخنهای پیدا بشود (حجازی۲، ۳۸۹) ║ ۱۳۴۳ش. مبادا گول بخوری و ازدست بدهیش که خیلی میارزد (کیانوش۱، ۱۹) ║ ۱۳۷۰ش. گویی تمام دنیا به شیوهای دوستانهتر بهسویِ شما میشتابد. بادا همۀ آرزوهایتان را برآورَد (خوشدل، ۹۵)