فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وادراستادن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وادراستادن ‎vâdarestâdan, -’estâdan‎
← وادرایستادن.
ق۹. بر هرچه کرده باشد جزا دهند وی را قوتی و یاری و یاوری نباشد که وی را یاری کند و عذاب از وی بازدارد آنگه خدای سوگند خورد و گفت: به حق آسمان خداوند باران که یک بار ببارد و یک بار بازاستد و نبارد و آنگه وادراستد و ببارد (ابوالمحاسن جرجانی، ۱۰‏/۳۳۵‏)