فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ساقط‌کننده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ساقط‌کننده ‎sâqetkonande‎
(اسم) ۱. کسی که وظیفه‌ای را انجام می‌دهد و آن را به پایان می‌برد.
ق۷. چنان‌که در سرای غصبی نماز گزارد... او عاصی است بدان‌چه نماز را در سرای غصبی واقع گردانیده‌است، و مطیع است به اصل نماز و ساقط‌کنندة فرض از نفْس خود. و تعارض احتمال در تعارض باعث‌هاست در اصل نماز (مؤیّد خوارزمی، ۳‏/۶۴۷‏)
۲. چیزی که باعث از بین رفتن و افتادن زایده‌ای در بدن شود.
ق۱۲. طرفا... به فارسی گز... نامند ماهیت آن چهار صنف می‌باشد... و خواص آن قابض و با اندک قوت تجفیفی... و گرفتن بخور برگ آن سه دفع ساقط‌کنندة دانة بواسیر... و ثمر آن جهت نفث‌الدم مزمن و تقویت لثه مسترخیه و فساد هوا و گزیدگی رتیلا... مفید (عقیلی خراسانی، ۵۸۵)

معنی ساقط‌کننده | فرهنگ جامع زبان فارسی