فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ثفلدان

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ثفلدان ‎sofldân‎ [املای دیگر: سفلدان]
← سفلدان.
ق۱۱. سفله را دولت نمی‌آرد ز بی‌قدری برون / ثفلدان {متن: نقلدان، تصحیح بر اساس لاله‌تیک بهار، ص ۵۸۵} گر از طلا باشد که بر وی تُف کنند (اشرف مازندرانی: کلیات، ۵۰۲؛ موقوفات افشار و سخن، ۱۴۰۰ش)

معنی ثفلدان | فرهنگ جامع زبان فارسی