فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غفران‌قباب

وضعیت: «در حال ویراستاری»
غفران‌قباب ‎qofrânqebâb‎
(صفت) (عنوانی محترمانه درمورد شخص درگذشته) که مورد رحمت و آمرزش پروردگار قرار گرفته است، مرحوم، مغفور (مدخلیت ندارد. پیشنهاد حذف).
ق۱۱. از پادشاهِ غفران‌قباب، والد بزرگوار آن حضرت، به «حضرت جهان‌بانی جنّت‌آشیانی» اکتفا نموده سخن را دراز نمی‌کنم (علّامی، ۱‏/۲۳‏) ║ در ایّامِ اخفای این امر جان کاه یک‌بار ملّا بی‌کسی را لباس آن غفران‌قباب پوشانده، بر بالای ایوانی که نشیمن‌گاه بود، برآورده رو به‌جانبِ دریا به مردم نمودند. طوایف انام کورنش کرده، از اضطراب و قلقی که داشتند، به‌قدرِ اطمینان یافتند (علّامی، ۱‏/۵۳۵‏) ║ اصحابِ نظم و اربابِ فهم، مرثیه‌ها و تاریخ‌ها گفتند. ازآن‌جمله خواجه حسین مروی ترکیب‌بندی در مرثیۀ آن غفران‌قباب ترتیب داد (علّامی، ۱‏/۵۳۹‏)

معنی غفران‌قباب | فرهنگ جامع زبان فارسی