فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عشق‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عشق‌سرشت ‎’ešqserešt‎
(صفت) (کسی) که عاشق و شیفتۀ امری یا کسی است.
ق۱۱. طالب، ز بس که عشق‌سرشتم نوای درد/ در سوختن ز خار و خسم می‌توان شنید (طالب آملی، ۵۸۶)

معنی عشق‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی