فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

آدمیرال

وضعیت: «تأییدشده»
آدمیرال ‎âdmirâl‎ [گونۀ دیگرِ ادمیرال]
← دریاسالار.
ق۱۴. روز نوزدهم برای دعوت تاجگذاری به اتفاق آدمیرال بحر خزر ... به استرآباد آمدند (مقصودلو: یحیی مدرّسی، ۵۲) ║ ۱۳۴۵ش. یکی از دلائل متقن و بارزی که مثبتِ اعمال خشونت‌آمیز آلمان‌ها با اسرای جنگی بوده‌است نامه‌ای است که آدمیرال کاناریس ... نوشته (حسین عاطفی: مهنامۀ قضائی، ش۶‏/۵۶‏) ║ ۱۳۶۳ش. زن عطائی، آدمیرال نیروی دریائی، انگشتری را به قیمت گزافی خریده که مورد نظر یکی از شاهزاده‌خانم‌ها بوده و نامبرده خودداری کرده که انگشتر را پس بدهد (علوی۸، ۴۲۷)

معنی آدمیرال | فرهنگ جامع زبان فارسی