فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قلمکارساز

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قلمکارساز ‎qalamkârsâz‎ [جمع: قلمکارسازان]
← قلمکار‏‌سه‌..
ق۱۳. جماعت قالب‌تراش، منبت‌کارهایی هستند که برای قلمکارسازها گل‌وبته روی قالب‌های چوبی می‌تراشند (تحویلدار، ۱۱۴) ║ ق۱۴. رود کرند به اصفهان مایۀ ترقّی قلمکارسازان خواهد شد و اسباب سهولت حمل‌و‌نقل چوب‌ها و اجناس به اصفهان خواهد گشت. {س:۱} (اختر، ۴‏/۲۴۹۱‏) ║ ۱۳۸۸ش. در قلمکاری استادکار برای هر رنگی یک بار بر روی پارچه قالب می‌زند. اگر پارچه‌ای چهار رنگ بخواهد، پارچه ناگزیر چهار بار زیردست استاد قلمکارساز می‌رود (فریده طالب‌پور: هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی، ش۸۶/۳۹)

معنی قلمکارساز | فرهنگ جامع زبان فارسی