وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
سبط sebt [جمع: اسباط]
(اسم) ۱. خاندان منسوب به هریک از دوازده فرزند یعقوب.
ق۴. بنیاسرائیل دوازده سبط بودند، آن سبط با این سبط نیامیختی و نه این به آن و به یک جای فرونیامدندی و به یک گروه نرفتندی و آب از یک چشمه نخوردندی و همیشه آن سبطها با یکدیگر به عصبیت بودندی (بلعمی۱، ۴۹۸) ║ ق۵. آنگاه برادران یوسف پس یکدیگر پیغامبری مییافتند، و نسل پیوسته گشت ایشان را، تا وقت موسی دوانزده سبط کشتند، و حق تعالی ایشان را اسباط خواند (ابواسحق نیشابوری، ۱۴۹) ║ گفتهاند آنجا که موسی دعا کرد، سنگی کَفت بود، خدا گفت عصا بر آن سنگ زن، بزد ... گشاده شد از آن سنگ دوازده چشمۀ آب؛ و ایشان دوازده سبط بودند (سورآبادی۱، ۱/۷۸) ║ ق۶. عزیز پیغامبر علیه السلام به خراسان رسیدهاست و در هر شهری مقام ساختهاست آنوقت که از بنیاسراییل دو سبط بیش بر ایمان بنماندند (ابن فندق، ۲۲) ║ ق۷. موسی ... به دولت کلیماللهی ... رسیده بود، و پیشوایی دوازده سبط بنیاسرائیل یافته (نجم دایه، ۲۲۷) ║ ق۸. منشاء بن حزقیا ... خونهای بسیار ریخت و سبط یهودا را نیز از راه برد (بناکتی، ۲۶۱) ║ ق۹. در بنیاسرائیل دو سبط بودند یکی سبط نبوت و یکی سبط مملکت، سبط نبوت سبط لاوی بن یعقوب بود که موسی و هارون از آن سبط بودند (ابوالمحاسن جرجانی، ۱/۳۱۴) ║ ق۱۲. بود زنی که نام او حنّه و پیغمبر و دختر فنویل از سبط اشیر، و بسیاری از عمر او گذشته بود و زنده ماند با شوهر خود هفت سال بعد از باکره بودن او (خاتونآبادی، ۱۸۲) ║ ق۱۳. این سنگها موافقِ اسمهای پسران اسرائیل برطبق اسامی ایشان دوازده باشند مثل کندن نقش نگین اسم هرکس موافق دوازده سبط باشد (فاضل همدانی۱، ۱۵۵) ║ ۱۳۸۱ش. در این فصل از نسخۀ تورات سبعین یاد میکند که بهوسیلة ۷۲ تن از احبار یهود از ۱۲ سبط از هر سبط شش تن از عبری به یونانی ترجمه شد (عبدالحسین حائری: نامۀ بهارستان، ش۶/۴۴۲)
۲. فرزندزاده، نوه.
ق۶. جان پدر در صحف خواندم کی اسحق را سبطی باشد به جمال آدم و به نوحۀ نوح و به دانش محمد و به حلم ابراهیم علیهمالسلم و درحال کودکی از خانومان خود غریب شود و پدر از دیدار او بینصیب شود (احمد طوسی، ۱۱۷) ║ ق۷. رسول صلیالّله علیه و آله گفت ... او پسر من است، پاک از نفس من و پهلویی از پهلوها و سبط و روشنایی چشم من است (محمد رازی، ۲/۶۱۹) ║ ق۸. متوکل ... گور حسین بن علی المرتضی ... را، سبط رسولاللّه، خراب کرد (حمدالله مستوفی۲، ۳۲۲) ║ ق۹. پس نبی و داماد و دختر و هر دو سبط پیغمبر از آن طعام تناول فرمودند (کاشفی۱، ۱۳۳) ║ ق۱۰. حسین سبطی است از أسباط یعنی فرزند من است (حافظ حسین، ۲/۴۱۷) ║ ق۱۲. آن ناکسان ز روی که دیگر حیا کنند؟/ سبط رسول را چو سر از تن جدا کنند (حزین، ۶۶۶) ║ ق۱۴. از اولاد ذکورش بعضی به درجۀ اجتهاد رسیدند، از آنجمله اجازۀ مبسوطه که به خط خود برای سه فرزند دانشمندش فخر الدینمحمد و جمالالدین محمد و نورالدین محمد رحمة الله علیهم که از بطن صبیۀ محقق قمی صاحبالقوانین رضی الله عنه بودند نوشته و به اجتهاد هر سه تصریح نموده و عیناً در دارالخلافه زیارت شد و فعلا در دست سبط بزرگوارش شریعتمدار نجمالدین علیاکبر بن جمالالدین محمد است (اعتمادالسلطنه، ۱/۱۹۰) ║ شاهنشاه ظفرپناه، شهریار معدلتشعار محمدشاه قاجار به جای جشن نوروزی عجم به تعزیهداری مصیبت سبط پیغمبر عجم و عرب پرداخت (حسن فسایی، ۱/۷۷۷) ║ ۱۳۳۰ش. خامس آل عبا، سبط دوم، قطب سوم/ آن سپهری که فلک بندۀ نه اختر اوست (بهار، ۱/۱۹۰) ║ ۱۳۸۰ش. امروز همچنین مصادف است... با سالگرد شهادت سبط اکبر، نوادۀ بزرگوار حضرت پیامبر، امام حسن مجتبی و نیز شهادت فرزند والامقام پیامبر اکرم و زهرای اطهر، ثامنالحجج، حضرت امام ... رضا. به همین مناسبت امشب میخواهم دربارۀ ارتباط معنوی و بنیادین انقلاب بزرگ با نهضت بزرگ صدر اسلام سخن بگویم (خاتمی، ۱۵۸)
۳. (مجاز) فرزند.
ق۶. کردگارا به جان پاک رسول/ به علی و حسین و سبط بتول (سنایی۴، ۸۸) ║ ق۸. بعد از ایشان مقتدی سجاد و آنگه باقر است/ چون گذشتی جعفر و موسی و سبط او رضا (ابن یمین، ۸) ║ ق۹. چهار سبط از لیا متولد شدند (میرخواند، ۱/۱۵۲) ║ ق۱۳. خصم را با آنهمه سنگیندلی/ گریه آمد بر که؟ بر سبط علی (سروش، ۲/۸۰۰)
۴. کسی که از نسل و تبار دیگری است، ذریه.
ق۷. علوی سبط مصطفی باشد/ گر حسینی بود و گر حسنی (سیف فرغانی، ۲/۳۲۲) ║ ق۱۲. سبط نبی علی نقی هادی امم/ آن کز جحیم بندگی او امان دهد (تأثیر، ۷۸) ║ ۱۳۳۰ش. گِرد ضریح سبط نبی را چو قتلگاه/ پر از جنازۀ شهدا کرد توپ روس (بهار، ۱/۲۳۳)
۵. قبیله.
ق۷. قس بن ساعده سبطی بود از اسباط عرب ... تسبیح و تهلیل خدای عزوجل میکرد بر منهاج عیسی علیهالسلام (محمد رازی، ۲/۴۲۸) ║ بیان دوازده سبط از نصارا (مولوی۲، ۱/۳۰)