فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالاولاد

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاولاد ‎kasirol’owlâd‎
(صفت) دارای فرزندان بسیار.
ق۹. عبداللّه محض و ابراهیم غمر کثیرالاولاد بوده‌اند (کاشفی۱، ۴۰۲) ║ ق۱۳. این متهوّده اکثر کثیرالاولاد می‌باشند چنان‌که از رویِ حساب گفته شده‌است که در هفده سال دیگر این مملکت به مملکت بنی‌اسرائیل معروف و مشهور خواهد گردید (ایران۱، ۱‏/۶۷۹‏) ║ ۱۳۴۵ش. در مورد برخی مشاغل یکی از شرایط استخدام را متاهل بودن کارمند قید می‌کنند... و حتی برای خانوده‌های کثیرالاولاد جوایزی مقرر می‌دارند (سیاوش بهزادی:مهنامۀ قضایی، /ش ۷‏/۱۸‏) ║ ۱۳۶۴ش. چرا این مرد زن نمی‌گیرد تااین‌که دارای یک خانوادۀ کثیرالاولاد شود (منصوری، ۲‏/۵۶۸‏)

معنی کثیرالاولاد | فرهنگ جامع زبان فارسی