وضعیت: «در حال ویراستاری»
وحشتآلود vahšatâlud
(صفت) ۱. ← وحشتزدهدو..
ق۱۲. به رنگی شد هزیمت وحشتآلود/ که خون کشته هم جایی نیاسود (بیدل، ۳/۴۵۵) ║ ق۱۴. کرسی را به زمین نهاده و در رویش نشست و سر پیش افکند و با نظری وحشتآلود مینگریست، چنانکه گویی فیالواقع دیوانه شدهاست (طاهر میرزا۲، ۱۰۲) ║ ۱۳۱۶ش. [عبداللّه] سر از میان دریچه بیرون آورد و نگاه وحشتآلودی به درون حجره افکند و بلافاصله بر جا خشکش زد (مؤتمن، ۱۳۱) ║ ۱۳۴۴ش. رفتار جمعی وحشتآلود و بیهدفی که بر اثرِ احساس خطر پدید آید، هراس اجتماعی نامیده میشود (آریانپور، ۱۷۴)
۲. ← وحشتناکیک. ۲.
۱۳۵۳ش. هرکس از اصحاب کهف دلش میخواهد ... به شهر و دیارِ خویش برگردد و در بین نوادگان و نبیرگانِ خویش مثل نیمهخدایی واقعی موضوعِ یک تکریمِ وحشتآلود شود (زرّینکوب، ۵۷۹) ║ ۱۳۷۷ش. نفَسی برون نمیآید/ چه فضای وحشتآلودی (بهبهانی، ۱۰۴۰)