وضعیت: «در حال ویراستاری»
حیاپرورد hayâparvard
(صفت) (کسی) که با حیا عجین و پرورده شده باشد (معنای حیا(ء) ۱) ؛ حیاپرور.
ق۱۱. حیاپرورد نازی از دل اندوهگین مگْذر / حجابت میکشد دردِسر از آه حزین مگْذر (اسیر شهرستانی، ۳۲۰) ║ ق۱۲. عتابش باورم ناید که آن لعل حیاپرورد/ تبسّم برنمیدارد، چهسان دشنام بردارد؟ (بیدل، ۲/۱۶۹)