فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فرواستیدن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فرواستیدن ‎foru’estidan‎
۱. ← ایستادن‏۴.
ق۶. طفقا: فرواستیده‌اند (قرآن ۳۴: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳‏/۹۶۵‏)
۲. ← ایستادن ‏۱۸، فروایستادن‏۱۵.
ق۶. لاتلوون: فرونه‌استیدی (قرآن ۳۴: فرهنگنامۀ قرآنی، ۲‏/۵۵۴‏)

معنی فرواستیدن | فرهنگ جامع زبان فارسی