وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمرخیز samarxiz
(صفت) ۱. ← ثمربخشیک. ۱.
۱۳۰۹ش. ز میوه چون فتد نخل ثمرخیز / زبان ارّه بر ساقش شود تیز (وحید دستگردی: ارمغان، ش۴/۲۴۹)
۲. (درمورد زمین) آباد و حاصلخیز.
۱۳۲۹ش. سحاب از بحر جود او گهرریز / به جیب خاک و خاک از وی ثمرخیز (حسینی شیرازی: اخگر، ش ویژه/۳) ║ ۱۳۵۴ش. در ایوان عمارت که مینشستی و به هر سو نظر میافکندی، زمین دیگر از همه جا و همه سو آبادشده و ثمرخیز بود (احسان طبری۱، ۱۶۵)
۳. ← ثمربخشیک. ۲.
۱۳۷۰ش. همین همراهی سادگی و رسایی با استواری و شیوایی، کتاب را از دیدِ ادبی و نوشتاری ... برای آنان که می خواهند در فارسی نویسی ورزیدگی یاند، ثمرخیز و بهره انگیز ساخته است (سید محمد راستگو: آینه پژوهش، ش۶/۴۸) ║ ۱۳۸۳ش. این مخالفت بسیار پربرکت و ثمرخیز بود به تنقیح دعاوی طرفین کمک شایانی کرد (محمدحسین گنجی: اندیشۀ دینی، ش۱۳/۸۴)