وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااستحکام bâ’estehkâm
یک. (صفت) ← به استحکام۲.
ق۶. #آنچه پوسیده بود ... همه بازآمد و هر جزوی [با جزوی] فرازآمد،... و استخوانها با یکدیگر بانظام شد و استخوانها با پیها بااستحکام شد (ابوحفص نسفی، ۱/۸۷) ║ ق۱۰. #اخسی یکی از قلاعِ بااستحکامِ آن ولایت است (دوغلات، ۲۴۷) ║ ق۱۴. #دیگر از ابنیۀ جدیده در علیآباد دکاکین نانوایی و بقالی و علافی است که در طرف شمالغربی جاده و شارع عام متصل به عمارت و مقابل حمام، با چندین انبار بسیار وسیع متین بااستحکام برای ذخیرۀ هیزم و کاه و غلات و آنچه لوازم مسافرین و عابرین است از مأکولات، بنا شده (علیآبادنامه، ۲۳۹) ║ ۱۳۵۳ش. اراده ... عبارت است از نوعی شوق و رغبت که در اثرِ برهان یا تعبد و ایمان در انسان برای چنگ زدن به دستگیرۀ بااستحکام حقیقت پدید میآید (مطهری۱، ۲۳۰)
دو. (قید) ← به استحکام۱.
ق۱۳. آن یک قطعه سنگ مرمری است که بسیار بااستحکام تراشیده شده و او را قرار دادهاند بر پایههای سنگی مربع مثل دکاکین عظیمه (ایران۱، ۲/۹۰۶)