وضعیت: «در حال ویراستاری»
پراستعداد por’este’dâd [(طبق نظر آقای دکتر کمالی شاید بتوان به بااستعداد ارجاع داد. یا شواهد در مدخل پُر بررسی میشوند. منتظر نظر ویراستاران محترم.)]
(صفت) ۱. (درمورد شهری) که دارای مکانهای تاریخی و هنری و هنرمندان بسیاری است.
۱۳۱۱ش. اصفهان ... شهر پراستعداد هنرمندان که گذشتۀ تاریخی دارد و در زمانِ صفویّه بزرگترین شهر دنیا بهشمار میآمده (هدایت۷، ۱۰)
۲. (درمورد کسی یا گروهی) که دارای توانایی و مهارت زیادی برای انجام کاری هستند.
۱۳۱۵ش. قومِ پراستعدادِ یونان جمله و ماحصلِ آن معلومات را گرفتند (فروغی، ۱/۲) ║ ۱۳۵۳ش. بعضی از پراستعدادترند و کماستعدادتر، بعضی از پُرکاترند و بعضی کمکارترند، بالاخره بعضی عالمتر، باکمالتر، باهنرتر، کارآمدتر، لایقتر از بعضی دیگر از کار در میآیند (مطهری۲، ۱۵۰) ║ ۱۳۶۸ش. رنگرزهای نانبهنرخِروزبخور پراستعدادی، مخصوصاً از غوغای مشروطه به بعد که هنر آن را یکروزه و یکشبه آموخته، رنگ و بازارپسند آن را تشخیص داده، سودمند بشوند! (شهری۲، ۲/۳۱۹) ║ طبیعت اینبار نتوانست از تبار پراستعداد تیبو آفرینندهای به منصۀ ظهور برساند (نجفی۱، ۲/۱۰۱۷) ║ ۱۳۷۵ش. احسان طبری یکی از مشهورترین و پراستعدادترین اعضاء حزب توده ... عمری را درخدمتِ این مرام گذارده بود (ندوشن، ۳/۱۰۴)