فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعانه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعانه ‎šojâ’âne‎
‌یک‌. (قید) ⇅ شجاعانه‏‌دو‌..
ق۹. پادشاه با وجود صغر سنّ جلادت نموده شجاعانه در میدان درآمد. امرا و ارکان دولت از آن جرأت قوی‌دل شدند و دشمنان را به هم شکستند (معین‌الدین نطنزی، ۱۴۳) ║ ۱۳۲۱ش. برای صرفۀ خودتان به شما توصیه می‌کنیم که شجاعانه اقرار کرده، بگویید برای پیش‌رفت مقاصد خود، تا ما هم ادله‌ای که در این موضوع داریم به شما عرض کنیم (عبداللّه مستوفی، ۳‏/۴۵‏) ║ ۱۳۵۲ش. جوادآقا با احتیاط ولی به‌ظاهر شجاعانه دنبال هانس می‌رود (پزشکزاد۲، ۱۰۷) ║ ۱۳۶۸ش. کودک که تسلیم شده‌است شجاعانه چند قدم برمی‌دارد (نجفی۱، ۲‏/۶۲۰‏)
‌دو‌. (صفت) همراه با دلیری و شجاعت ؛ ← شجاعت.
۱۳۰۹ش. بنده از طرف خودم و وکالتی که از عموم اهالی دارالعبادۀ یزد در این انجمن دارم از حضرت والا عرض تشکر می‌نمایم. از اقدامات مجدانۀ شجاعانۀ دلیرانۀ آن حضرت که در این چند روز و مدت قلیل ریشۀ استبداد را به تیشۀ عزم و جوانمردی قطع فرمودید (نواب رضوی، ۱‏/۵۳۰‏) ║ ۱۳۵۰ش. وی خودکشی ورتر را شجاعانه‌ترین اقدام بشر می‌داند (آرین‌پور۲، ۳۲۴) ║ ۱۳۷۷ش. گالوبوف توانسته‌بود با یک حرکت شجاعانه تقریباً به‌کلّی راه عقب‌نشینی دسته‌های چرنت‌سوف را ببندد (شاملو۱، ۲‏/۷۸۸‏)

معنی شجاعانه | فرهنگ جامع زبان فارسی