فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

داناسرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
داناسرشت ‎dânâserešt‎
(صفت) (کسی) که بسیار آگاه و دانا است؛ دانشمند.
۱۳۲۵ش. در این‌ میان موبدِ داناسرشت با یارانش به آنجا رسیدند (صبحی، ۲‏/۱۹‏) ║ با دو انگشت گوشم را گرفت که پندِ موبدِ داناسرشت را نشنوم و با یک انگشت دهانم را بست که نپرسم چه کنم (صبحی، ۲‏/۲۰‏)

معنی داناسرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی