فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ناخورش

وضعیت: «تأییدشده»
ناخورش ‎nâxoreš‎
⇅ نان‌خورش.
ق۴. و درختی بیرون آید از کوه سینا بروید وا روغن بُوَد ناخورش (= نان‌خورش) بُوَد مر خورندگان را (تفسیر طبری، ۴‏/۱۰۷۲‏) ║ ق۵. و بیافریدیم درختی که بیرون می‌آید از کوه آراسته به درخت، می‌روید وا روغن و نا‌خورشی (متن = نان‌خورشی) مر خورندگان را (سورآبادی۲، ۲‏/۶۸۶‏) ║ ق۸. صِبْغٍ: ناخورش (قرآن۹۰: فرهنگنامه قرآنی، ۳‏/۹۲۰‏)

معنی ناخورش | فرهنگ جامع زبان فارسی