فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

جاخسوک

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
جاخسوک ‎jâxsuk‎ [گونۀ دیگرِ جاخشوک]
⇐ جاخشوک.
ق۱۴. بجاخسوک بزه کشت‌زار طاعت خویش/بدست نفس درو کرده‌ام هزاران آه (حکیم ترتری: محمد پادشاه۲، ۱۲۸۶)

معنی جاخسوک | فرهنگ جامع زبان فارسی