فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چالیکی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چالیکی ‎čâliki‎
(صفت) (کسی) که بازی چالیک (معنای ۱) می‌کند.
ق۷. گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم/ گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم (مولوی۱، ۳‏/۱۷۶‏) ║ طفلی‌ست سخن گفتن، مردی‌ست خمش کردن/ تو رستم چالاکی، نی کودک چالیکی (مولوی۱، ۵‏/۲۷۵‏)

معنی چالیکی | فرهنگ جامع زبان فارسی