وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چالیکی čâliki
(صفت) (کسی) که بازی چالیک (معنای ۱) میکند.
ق۷. گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم/ گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم (مولوی۱، ۳/۱۷۶) ║ طفلیست سخن گفتن، مردیست خمش کردن/ تو رستم چالاکی، نی کودک چالیکی (مولوی۱، ۵/۲۷۵)