فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

جمال‌شناسانه

وضعیت: «منتظر ویراستاری»
جمال‌شناسانه ‎jamâlšenâsâne‎
⇅ زیبایی‌شناسانه.
۱۳۷۰ش. از اوایل سدۀ شمسی حاضر که جریان غرب‌زدگی به صورت معجونی از توارد، تعاطی، تهاجم و تقلید عمل کرد، اساس همان مقدار نقد هنری و بینش جمال‌شناسانه‌ای که به صورت غریزی و حسی در نهاد اهل هنر موجود بود و از بسیاری آفات برکنارشان می‌داشت، در مقابل اسب تروای بیرون مرز رنگ باخت و از بین رفت (علیرضا میرعلی‌نقی: سورۀ اندیشه، ش۳۶‏/۴۶‏) ║ ۱۳۷۹ش. شاعران با طرح تصاویر شاعرانه (نسخه‌شناسانه) توانسته‌اند برآوردها و پسندهای جمال‌شناسانه (زیبایی‌شناسانه) را به اقلیم نسخه‌پردازی و کتاب‌آرایی تزریق کنند {نجیب مایل هروی، ۱۳۷۹هـ.ش} (نامۀ بهارستان، ش۱‏/۱۶‏) ║ ۱۳۹۳ش. عرفان و تصوف چیزی نیست جز نگاه جمال‌شناسانه و هنری به الهیات و دین (محمدرضا شفیعی کدکنی: بخارا، ش۱۰۲‏/۱۲‏)

معنی جمال‌شناسانه | فرهنگ جامع زبان فارسی