فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زدو

وضعیت: «تأییدشده»
زدو ‎zadu‎ [گونۀ دیگرِ ازدو؛ (در گویش‌ها مصوّت اول کلمه به‌صورت کسره و ضمه نیز تلفظ می‌شود)]
← ازدو.
ق۵. صَمغٌ: جدو (ادیب نطنزی۱، ۴۶۸)

معنی زدو | فرهنگ جامع زبان فارسی