وضعیت: «در حال ویراستاری»
نامزشت nâmzešt
(صفت) بدنام ؛ قس: نامنیک.
ق۶. اکنون چاره باید که فغفور را از پیش برداریم و اگر این کار کرده شود نامزشت گردیم و جملۀ جهان ما را نکوهش کنند، ندانم که تدبیر چه سازیم؟ (سمک، ۱/۹۲) ║ ق۷. اوّلم اندیشه بود تا نشوم نامزشت / فارغم اکنون ز سنگ چو بشکستند جام (سعدی۳، ۱۷۵)