فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تدوین

وضعیت: «تأییدشده»
تدوین ‎tadvin‎
(اسم) (رادیو و تلویزیون، سینما، موسیقی) برش و پیوند صحنه‌های فیلمبرداری‌شده یا صدای ضبط‌شده براساس طرحی مشخص ؛ ادیت ‏۲؛ ادیتوری‏۳.
۱۳۶۵ش. می‌توان هرساله یک یا دو فیلم کوتاه را برنامه‌ریزی و تولید کرد که با تدوین بعدی به یک فیلم سینمایی مبدل شود (ابوالحسن علوی طباطبایی: هنر، ش۱۲‏/۲۰۶‏) ║ ۱۳۷۷ش. باد صبا... گذشته از تصاویر زیبا، حرکت‌های دوربین، تدوین منطقی و محکم، محتوا و نوشتار شیوایی نیز دارد (فیلم، ش۲۲۵‏/۶۰‏) ║ ۱۳۹۱ش. فیلم در مقایسه با دیگر آثار علی حاتمی ریتم تندتری دارد که مربوط به نحوۀ تدوین فیلم می‌شود (نیلوفر علاقمندان: هنر، ش۸۵-۸۶‏/۳۱‏)
تدوین شدن
برش خوردن و پیوسته شدن صحنه‌های فیلمبرداری‌شده یا صدای ضبط‌شده براساس طرحی مشخص ؛ ادیت شدن‏۲.
تدوین کردن
↑ تدوین.
تدوین نمودن
↑ تدوین.

معنی تدوین | فرهنگ جامع زبان فارسی