فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نابستوده

وضعیت: «در حال تأیید»
نابستوده ‎nâbestude‎
← ناستوده‏۱.
ق۴. بحران: تهی شدن است که بیمار را افتد یکایک نشان‌یافتگی یا به قی یا به شکم آمدن یا از بینی خون آمدن ... و گروهی از وی بحران بستوده‌ بود و گروهی نابستوده (قمری بخاری، ۴۹)

معنی نابستوده | فرهنگ جامع زبان فارسی