وضعیت: «در حال تأیید»
آداپتاسیون âdâptâsiyon [گونۀ دیگر: اداپتاسیون؛ <از فرانسوی adaptation>]
(اسم) ۱. بازآفرینی یک اثر در زبانی دیگر و هماهنگ کردن آن با زبان مقصد یا محیط تازه با در نظر گرفتن اقتضائات مخاطب جدید؛ اقتباس (مصوبِ فرهنگستان، ۱۳۹۳).
۱۳۴۸ش. معتقدم که اگر مترجم ایرانی با فوتوفنهای ترجمۀ آزاد و آداپتاسیون، که شاید بتوان آن را روسازی خواند، آشنا باشد، میتواند مقداری از آثار چخوف را طوری به فارسی ترجمه نماید که خواننده اصلاً متوجه نشود که با یک نفر نویسندۀ خارجی سروکار دارد (محمدعلی جمالزاده: نگین، ش۵۰/۲۳) ║ ۱۳۷۳ش. موضوع نمایش خیلی مردمی بود و قابل آداپتاسیون (زاون قوکاسیان: کلک، ش۴۹-۵۰/۲۲۱) ║ ۱۳۹۴ش. نگارنده در کار ترجمه به شیوۀ آداپتاسـیون و ترجمۀ آزاد ... عمـل نمـوده (حسن هاشمی میناباد: نقد کتاب ادبیات، ش۱/۲۲۹)
۲. سازگار و هماهنگ شدن با اوضاع و احوال جدید.
۱۳۷۰ش. تاریخ و فقه اسلامی گواهی میدهد که این فن قابلیت عظیم و عجیبی را برای آداپتاسیون و قبض و بسطهای عنیف تحمل میکند (عبدالکریم سروش: نامۀ فرهنگ، ش۵-۶/۲۶)
۳. (روانشناسی) در نظریۀ تحولِ شناختی پیاژه، فرایند تطبیق ساختارهای شناختی فرد برای برآوردن خواستهای محیطی؛ انطباق(مصوبِ فرهنگستان، ۱۳۹۴).
۴. (زبانشناسی) فرایند تغییر آوایی وامواژهها درجهت منطبق شدن با نظام آوایی زبان وامگیرنده؛ سازگاری(مصوبِ فرهنگستان، ۱۳۸۶).
۵. (هنر) فیلمی که براساس اثری ازپیشموجود تولید شده باشد؛ فیلم اقتباسی(مصوبِ فرهنگستان، ۱۳۸۷).