فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فتوانویس

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
فتوانویس ‎fatvânevis, fe-‎ [املای دیگر: فتوی‌نویس]
(اسم) نویسندۀ نظر یا فرمان حاکم دینی، مجتهد یا مرجع‌تقلید دربارۀ موضوعی فقهی و دینی (تعریف‌نگار: مدخل شفافی است و قابلیت حذف شدن دارد؛ اما به‌دلیل تعیین تکلیف مدخل‌های پیکره، ثبت شد).
ق۱۲. نِی می‌سرود با دل پرشور در سماع/ افسانه‌ای که آمد از آن، طور در سماع - فتوانویس شرع به خونش ترانه‌سنج/ دل از طرب به سینۀ منصور در سماع (حزین، ۳۱۷)

معنی فتوانویس | فرهنگ جامع زبان فارسی