فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نام‌آوا

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
نام‌آوا ‎nâmâvâ‎ [(مصوب فرهنگستان، ۱۳۹۳، در برابر onomatopoeia) ]
(اسم) (دستور) واژه‌ای مرکب که معمولاً در تقلید از صداهای طبیعی انسان، جانوران، محیط اطراف، طبیعت و اشیا ساخته می‌شود مانند خروپف، شُرشُر، بع‌بع، تیک‌تاک، خِش‌خِش ؛ اسم صوت.
۱۳۷۰ش. خشت‌خشت: صدایی که از حرکت دادن کاغذ به‌ وجود می‌آید. امروزه این نام‌آوا به‌ صورت خش‌خش ... کاربرد دارد (مایل هروی، ۶۳۵) ║ ۱۳۹۱ش. تمامی این نمونه‌ها را در زبان‌شناسی نام‌آوا می‌نامیم و معتقدیم که نوع صدای مصداقی در جهان خارج، در انتخاب نوع صوت واژه دخالت داشته‌است (کوروش صفوی: آشنایی با زبان‌شناسی در مطالعات ادب فارسی، ۱۳۸؛ سورۀ مهر، ش ۱۳۹۱.) ║ ۱۳۹۲ش. جرخ: این واژه نام‌آوا است و در اینجا منظور صدای زه کمان مورد نظر است (وحید رویانی: سام‌نامه، ۶۴۶؛ میراث مکتوب، ش ۱۳۹۲.) ║ ۱۳۹۴ش. از دید لغوی، واژۀ «عَنگ» به معنای بانگ خَرِ نر که در بعضی متون کهن هم دیده می‌شود، یک «کلمۀ صوتی (نام‌آوا)» تلقّی شده که به ریختِ «اَنگ» نیز نوشته تواند شد (جویا جهانبخش و دیگران: ضیاءالشهاب، ۶۳؛ میراث مکتوب، ش ۱۳۹۴.)

معنی نام‌آوا | فرهنگ جامع زبان فارسی