وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ربع roba’ [(جمع رباع و نیز جمع ارباع عربی است که در این معنی در فارسی به کار نرفتهاست)]
(اسم) (هیئت و نجوم کهن) ستارهای خرد در صورت فلکی تنین میان چهار ستارۀ موسوم به عوائذ (ν, β, ξ, γ؛ ستارههای دوم تا پنجم در ترتیب کهن ستارگان این صورت فلکی) که اعراب آن را شتربچهای میانگاشتند که یکی از عوائذ بهتازگی زائیدهاست.
ق۵. آن چهار ستاره را کی برسرند ابجد، سوّم روشنتر است بر جایگاه چشم و جمله را عواید خوانند، و ستارۀ «ا» ازآنجمله راقص، و آن را کی در میان است ربع (شهمردان۲، ۵۳۷) ║ ق۷. عرب کوکب اول را که بر طرف زبان است راقص خوانند و آن چهار کوکب را که بر سراند عوائد و آن دوم و سیّم و چهارم و پنجماند، و در میان عوائد، کوکبی بس خرد است، عرب آن را ربع خوانند (خواجه نصیر۳، ۳۸) ║ ق۸. در میانۀ عوایذ ستارۀ بسیار کوچکی باشد که آ ن را ربع خوانند و بعضی رقد نیز گویند و دو ستارۀ روشن را که در مؤخّر او باشند ذئبین خوانند (شمسالدین آملی، ۳/۴۴۸) ║ گویند که ذئبین در ربع که بچۀ شتر است طمع کردند و ربع پناه به عوایذ بُرد ایشان را بنابراین عوایذ خوانند (شمسالدین آملی، ۳/۴۴۹)