فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالاختلاف

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاختلاف ‎kasirol’extelâf‎
(صفت) ۱. (درمورد چیزها) که تفاوت‌های بسیار با هم داشته‌باشند.
ق۹. در تحت هریک از اصناف به‌ حسب قوت و ضعف‌ الوان و تغییر اوصاف، افراد کثیرالاختلاف مندرج است (محمد بن منصور، ۲۰۵) ║ ق۱۲. ریاح هر بلده به‌اعتبار بُعد وی از خطّ استواست. و ظاهر است که دراین‌صورت احوال مشارق بنابر مباعدت و مقاربت آنها از خطّ استوا کثیرالاختلاف است... غایت آنکه هر اقلیم از مشرق تا مغرب به یک طبیعت واقع است (ارزانی، ۲‏/۳۳۸‏)
۲. (درمورد نبض) که سرعت یا شدت آن دچار اختلال باشد. که شدت و ضعف و یا کاهش و افزونی داشته باشد.
ق۱۲. اگر ورم در عضوی باشد که شرائین و اورده در آن بسیار باشند، نبض عظیم و مختلف گردد. و اگر در عضوی باشد که در آن شرائین در نهایت کثرت باشد - مانند ریه و طحال - نبض در آن اعظم و کثیرالاختلاف باشد (عقیلی خراسانی۱، ۱‏/۶۲۴‏) ║ ق۱۳. گاهی آن خلط مؤدّی به خفقان معدی شود و نبضْ خفقانی گردد و آن نبض کثیرالاختلاف است در عِظَم و صِغَر و سرعت و بطوء و تواتر و تفاوت (اعظم خان۱، ۷۷)

معنی کثیرالاختلاف | فرهنگ جامع زبان فارسی