فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هزارسفند

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هزارسفند ‎hezârsefand, ha-‎ [گونۀ دیگرِ هزاراسفند]
(اسم) ← اسفند۱‏۳.
ق۶. صفت طلی نقرس مرکب را: ... اگر ماده بلغمی بُوَد، ... هزارسفند، برگ کرنب، مغاث، علک‌البطم راستاراست با میبختج بسرشند (جرجانی۲، ۱‏/۴۰۳‏)

معنی هزارسفند | فرهنگ جامع زبان فارسی