فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

دراژخشیدن

وضعیت: «در حال تأیید»
دراژخشیدن ‎daražaxidan‎ [گونۀ دیگرِ درآرخشیدن]
← درآرخشیدن.
ق۵. الإقشِعرار: موی بر اندام پای خاستن و پوست‌ها فراهم آمدن از ترس، و قیل گونه بگشتن از بیم و قیل دراژخشیدن (لسان التنزیل، ۹۰)

معنی دراژخشیدن | فرهنگ جامع زبان فارسی