وضعیت: «تأییدشده»
اباحیگر ebâhigar [<← اباحی + -گر>]
⇅ اباحتیدو. ۱.
۱۳۸۶ش. مجلسیِ دوم، در دورۀ ابتذال تصوف، رفتار صوفیان اباحیگر و دنیاجو را نقد میکند (نعمتالله تقوی بهبهانی: مجلهٔ ادبیات فارسی دانشگاه آزاد مشهد، ش۱۳/۵۵) ║ ۱۳۹۰ش. شبههای که ممکن است این حدیث در اذهان ایجاد کند استنباط نوعی... تسامح در برخورد با افراد اباحیگر است (حجازی ـ غضنفریمقدم: نقد ادبی، ش۱۴/۱۲۴)