فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

رجس

وضعیت: «در حال تأیید»
رجس ‎rejs‎ [جمع: ارجاس؛ <عربی، اصطلاح قرآنی>؛ (توضیح: در معنای این اصطلاح قرآنی بین مفسّران و صوفیان اختلاف نظرهایی هست.)]
‌یک‌. (اسم) ۱. بدی‌های نفسانی، اخلاقی و عملی، مانند کفر و گناه، که باعث گمراهی و از بین رفتن پاکی وجود انسان می‌شود.
ق۵. خدای‌ تعالی نَکِرَت را به نام‌های مختلف بخوانده‌است در قرآن، چون قسوت و ظلمت و طبع و رین و رجس و مرض و موت ... (سورآبادی۱، ۱‏/۳۲‏) ║ ق۶. اندیشم که موعظت ما را به سمع قبول اصغا ننماید و در آن اظهار معایب خویش متضمّن داند و از رجس عیوب و رجز مخازی خود را پاک نگرداند (محمد ملطیوی۱، ۱۵۳) ║ ق۷. درودِ بی‌پایان بر سلسلهٔ انبیا و اوصیای ایشان باد که پیشوایان راه خیر و صلاح‌اند و سالاران کاروان فوز و فلاح، خاصّان درگاه قرب‌ اله‌اند و منزّهان و پاکان از هر رجس و گناه (شهاب‌ الاخبار۱، ۵) ║ ق۸. سلطان ... همه را از پای حیات برداشت و دستخوش عنا و پایمال فنا کرد، و روی زمین از خبث عقیدت و رجس مکیدت ایشان پاک و صافی (ابوالقاسم کاشانی۱، ۲۱) ║ ق۹. این کلمات که حکیم علی‌الاطلاق عباد خود را تکلیف به ایمان کرده به‌جهت آن کرده‌است که سراچهٔ دل ایشان به نور توحید منور گشته، از رجس کفر پاک گردد (میرخواند، ۳‏/۴‏) ║ ق۱۰. فرصت از دست نباید داد و خاطر از خبث عقیدت و رجس مکیدت او پاک باید ساخت (روملو، ۳‏/۱۵۲۶‏) ║ ق۱۱. به واسطۀ لوث ملاقات اهل رجس و کدورت ... ازبکان سبع‌سیرت، طرحی چند تازه و لطیف و شکلی چند بلندآوازه و ظریف در هر مقام و مکان پرداختند (محمود افوشته‌ای، ۶۰۰) ║ ۱۳۳۰ش. آن پلیدی ز من برفت به آب/ بر زبان تو ماند رجس عتاب (بهار، ۲‏/۹۴۴‏)
۲. آنچه مادّی است و نسبت به جهان روحانی ناپاکی و تاریکی محسوب می‌شود.
ق۶. ای خدائی که وجود همه به ذات تو قائم است ... توفیق ده ما را به چیزهائی که رضای تو در آن است و الهام ده ما را حق، و پاک گردان از رجس تاریکی و بِرَهان ما را از تاریکی طبیعت به مشاهدۀ انوار تو (سهروردی، ۱۹۲) ║ ق۸. به نور هدایت حقّانی بدانستی که نفس مأوای شر و ظلمت و منبع رجس و کدورت است، چه از بقعة امکان است (عبدالرزاق کاشانی، ۲۶۶) ║ ق۹. چهارم عزرائیل است و کار او جدا ساختن ارواح است از ابدان و پاک گردانیدن آن از رجس نشأۀ دنیویه که به‌سبب آن از خدای قّدوسِ سلام بازمانده و از دیدار او محروم شده و از جوار لطف و احسان او دور افتاده (عبدالله قطب، ۲۰۳) ║ ق۱۱. با وجود این تنزلات و ظهور در ملابس حدوث، همچنان حقیقت قدسی‌شعارش در ذات خود از آلایش رجس هیولانی مبرا و محفوظ باشد (میر داماد۱، ۱۵۷)
۳. آنچه در شرع ناپاک یا نجس دانسته شده‌است یا در تصور گوینده در شمار چیزهای ناپاک است.
ق۹. جمیعِ ممالک را از رِجسِ خرابات و مِصطَبه پاک فرمود (حافظ ابرو۱، ۱‏/۱۵‏) ║ عازم صوب گرجستان گشت تا مجدداً روی شمشیر را به خون اعدای دین گلگون گرداند و رجس وجود پلید ایشان به‌کلی از مملکت بیرون کند (شامی، ۲۴۲) ║ ق۱۳. نه آن نطفه است آدمی از نخست/ که باید ز رجسش {متن: رجس} تن خویش شست؟ (قاآنی، ۹۳۷)
‌دو‌. (صفت) (درمورد کسی، چیزی یا امری) که از نظر دینی یا اخلاقی زشت یا ناپاک است.
ق۷. اگر نجس و رجس نیستی به مجاورت این‌ها چرا از پاک دوری (محقق ترمذی، ۴۵) ║ ق۱۳. مگر نه رجس و پلید است نطفه در اصلاب/ مگر نه زشت و کثیف است مضغه در ارحام؟ (قاآنی، ۵۴۴) ║ ۱۳۳۴ش. این سخن شد آن فسانه او حدیث/ طیّب از این هر سه یا رجس و خبیث (دهخدا۴، ۹۱)

معنی رجس | فرهنگ جامع زبان فارسی