وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
زرفین zorfin [گونۀ دیگر: زفرین، زلفی، زلفین، زورفین، زوفرین، زولفین]
(اسم) حلقهای که بر چهارچوب در، صندوق و مانند آنها نصب میکنند و چفت یا زنجیر را روی آن میاندازند.
ق۵. جود او کعبة زوّار شناس/ کعبهای کهش درِ بی زرفین است (ابوالفرج رونی، ۳۱) ║ ق۶. هرکجا باره برکشد از امن/ قفل بیزار گردد از زرفین (انوری، ۱/۳۸۵) ║ ق۷. هرآنکه با تو تهیچشمیی کند چون قفل/ شود به دولت تو پایبند چون زرفین (قمری آملی، ۲۶۳) ║ ق۹. الزُرفین: زرفین در (دهار، ۱/۳۱۷) ║ ق۱۱. تو تا برون شدی از خانه ز اشتیاق دلم/ همیشه چشم به در بودهاست چو زرفین (فیّاض لاهیجی، ۱۱۷) ║ ق۱۳. فنا رنجی بود محتوم و لطف اوست تدبیرش/ قضا گنجی بود مکتوم و حزم اوست زرفینش (قاآنی، ۴۶۸)