فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

آرشوک

وضعیت: «در حال تأیید»
آرشوک ‎ârševek‎ [گونۀ دیگر: ارشوک؛ <از فرانسوی ‎archevêque‎>]
← ارک‌بیشاپ؛ ارشوک.
ق۱۳. آرشوک، خلیفۀ بزرگ، کانتربیوری حُکم به نماز و دعای عامه به‌جهت دسته‌های لشکر انگلیسی، که در افغانستان هستند، نموده‌است (ایران۱، ۲‏/۱۶۳۱‏) ║ ق۱۴. عیناً مانند توطن فرقۀ مذهب نصرانیون کاتولیک در اورمیه ... که همیشه یک آرشوک بر کلیۀ روحانیون کاتولیکی ایران ریاست مذهبی دارد ... (ممتحن‌الدوله، ۲۲۶) ║ ۱۳۲۹ش. در سال ۱۱۳۰ میلادی، دارالترجمۀ مهمی در شهر تولد اسپانیا تحت نظر آرشوک رایموند تأسیس و به ترجمۀ کتب عربی به زبان لاتین شروع نمودند (مهدی وحدت: اخگر، شمارۀ ویژه‏/۲۴‏) ║ ۱۳۵۲ش. سی سال پیش هنگامی که کشیش عالی‌مقام آرشوک شهر لیل، حضرت لیه نار، از اعتصاب‌کنندگان علیه کارفرما پشتیبانی کرد، حرکت وی ناخشنودی غالب کاتولیک‌ها را برانگیخت (ابوالفضل قاضی: مجلۀ دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش۱۳‏/۱۳۷‏) ║ ۱۳۷۹ش. کار مبشّران مسیحی در دربار امپراتوری مغول در چین به حدی بالا گرفت که در ۱۳۰۷م، پاپ کلمان پنجم، ژان دومونته کور وینو را، که در ۱۳۰۵م یک شاهزادۀ مغول را مسیحی کرده بود، به سمت آرشوک، اسقف بزرگ آرچ‌بیشاپ در پکن منصوب کرد (حسن امین: پژوهش حقوق عمومی، ش۲-۳‏/۲۶۸‏)

معنی آرشوک | فرهنگ جامع زبان فارسی