وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ربون rabun, ro- [گونۀ دیگر: اربون؛ <از عربی أَرَبُون/ أَرْبُون/ أُرْبُون/ عُرْبُون (که به صورتهای أُرْبان و عُرْبان هم آمده)، از یونانی arrabṓn، از زبانهای سامی.>]
(اسم) بیعانه؛ پیشپرداخت ؛ اربون(arabun, or-).
ق۴. ای خریدار من تو را به دو چیز/ به تن و جان و مِهر داده ربون (رودکی، ۱۰۶۷) ║ ق۵. ای مر تو را گرفته بت خوشزبان زبون/ تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون (ناصر خسرو۱، ۱/۵۱۶) ║ ق۶. الإعراب: سخن به اِعراب گفتن و با تازی کردن سخن پارسی و بیان کردن ... و ربون دادن (مقری، ۲/۴۳۶) ║ ق۷. العربان ... ربون (تاج الاسامی، ۳۷۹) ║ ق۸. العربون: ربون (زنجی، ۱/۲۱۹)