فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌پیشه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌پیشه ‎osyânpiše,es-‎
(صفت) (کسی) که در برابر امیر یا حاکمی نافرمانی کرده و با او به مخالفت و دشمنی برخاسته‌است (حذف به علت تک شاهد بودن).
ق۶. شاخِ کافرنعمتان را چست برکَندی ز بیخ/ بیخِ عصیان‌پیشگان را پست ببْریدی ز بار (مختاری، ۸۳)

معنی عصیان‌پیشه | فرهنگ جامع زبان فارسی