وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پاتختی pâtaxti
(اسم) ۱. ← میز پاتختی.
۱۳۷۹ش. لیوان با برخوردِ دستِ لرزانش از لبِ عسلیِ پاتختی افتادهبود (محمود۲، ۱/۱۵۴) ║ ۱۳۸۳ش. ماهمنیر... ازرویِ پاتختی دستمال دیگری برداشت: دلم به تو خوش بود که... دوباره دستمال به چشم کشید (پیرزاد۲، ۶۰) ║ ۱۳۹۶ش. قرار دادن یک جفت آباژور یا گلدان بر روی پاتختی یا میز آرایش میتواند به دکوراسیون یک اتاق انسجام و هماهنگی بیشتری ببخشد (صیدی-قریب گرکانی: تحقیقات جدید و علوم انسانی، ش ۱۹۸/۵)
۲. قالیچههای کوچک در ابعاد متنوع که در اتاق خواب و کنار تخت پهن میکنند.
۱۳۹۳ش. در پایان فصل پنجم به ارائه طبقهبندی فرشها بر اساس اندازه پرداخته شده است: ۱ - قالیچه بسیار کوچک، پادری، پاتختی و پشتی (رضوان احمدی پیام، کتاب ماه هنر، ش۳۳/۱۹۰)